اگر شما جای یک جراح مغز و ستون فقرات بودید، چه زمانی عمل میکردید؟
یکی از پرتکرارترین سؤالهایی که بیماران میپرسند این است: «دکتر، واقعاً لازم است عمل کنم؟»
این سؤال ساده، اما پاسخ آن پیچیده و حیاتی است. چون جراحی مغز و ستون فقرات، تصمیمی نیست که بر اساس عجله، ترس یا صرفاً یک تصویر MRI گرفته شود.
واقعیت این است که جراح مغز و ستون فقرات، همیشه به دنبال عمل کردن نیست؛ بلکه به دنبال تصمیمی است که بیشترین شانس حفظ عملکرد عصبی بیمار را داشته باشد.
اصل طلایی در جراحی مغز و ستون فقرات
چه زمانی جراح بدون تردید به جراحی فکر میکند؟
۱. ضعف پیشرونده اندامها
ضعف عضلانی مهمترین علامت هشداردهنده عصبی است. هرچه ضعف پیشرفت کند، احتمال برگشت عملکرد کمتر میشود.
۲. بیاختیاری ادرار یا مدفوع
این علامت یک اورژانس واقعی در جراحی مغز و ستون فقرات است و نیاز به اقدام سریع دارد.
۳. فشار مستقیم بر نخاع
اختلال تعادل، بیحسی دوطرفه یا تغییر راه رفتن از نشانههای جدی فشار نخاع هستند.
۴. تومورها و ضایعات فضاگیر
در بسیاری از موارد، هدف جراحی کاهش فشار و حفظ عملکرد عصبی است.
چه زمانی جراحی توصیه نمیشود؟
- درد بدون علائم عصبی جدی
- دیسک خفیف بدون ضعف
- علائم پایدار و غیرپیشرونده
- پاسخ مناسب به درمانهای غیرجراحی
جمعبندی نهایی
جراحی مغز و ستون فقرات نه هدف است و نه تهدید؛ بلکه ابزاری علمی برای حفظ کیفیت زندگی بیمار است.



