بیوگرافی دکتر خلیل میرزامحمدی

درباره دکتر خلیل میرزامحمدی

دکتر ایرانی که این روزها نامش به خاطر جراحی های غیرممکن بر سر زبان ها افتاده است

من خلیل میرزامحمدی هستم. در شهر خوی از آذربایجان غربی به دنیا آمده ام . پسر آخر بودم و کمی شر. خاطرم هست همیشه و در همه شرایطی کنجکاو بودم. به همه گلدان ها با آمپول آب مقطر تزریق می کردم. عاشق حیات وحش بودم و گاهی یک مورچه به داخل تار عنکبوت می انداختم تا واکنشش را ببینم. گاهی داخل شیشه حشرات را نگه می داشتم. در منزل ما یک گل بود که داخلش پر از شته بود. ساعتها کنار آن می نشستم و با دقت نگاه می کردم تا متوجه شوم کفشدوزک ها با چه مکانیزمی این شته ها را می خورند. در حال حاضر هم بیشترین چیزی که در تلویزیون نگاه می کنم نشنال جئوگرافی است.

درآوردن چاقو؛ عمل غیرممکنی که ممکن شد

این اتفاق در شرق تهران اتفاق افتاده بود. بر اثر یک نزاع چاقو در سر یک فرد فرو رفته بود. هوشیاری او خیلی پایین بود. بر حسب اتفاق در آن زمان من بیمارستان بودم. وقتی این جوان را دیدم شرایطش بسیار بد بود. با هوشیاری سه یعنی پایین ترین حد هوشیاری او را به اتاق عمل بردند. زمانی که مریض به بیمارستان رسید نمی توانست حرکتی کند. چند وقت پیش تجربه ای داشتم که یک میلگرد را از سر یک کارگر افغانستانی در آوردم. تجربه آن عمل جراحی خیلی به این عمل کمک کرد. در حین آن عمل به این فکر می کردم جسم خارجی را اگر بخواهیم در بیاوریم ممکن است آسیب دوباره ای به مغز بزند. در عملی که میلگرد را از سر بیمار درآوردم به روش خاصی این کار را انجام دادم که در هیچ کتاب و مقاله ای وجود ندارد. سر میلگرد تخت بود و از پیشانی مریض وارد سر و از کنار گوش او بیرون آمده بود. یعنی یک لبه تختی بود که نسبت به تنه میلگرد تفاوت داشت. 

از زبان دکترخلیل میرزا محمدی

دوره دبیرستان دوست داشتم ریاضی-فیزیک بخوانم. تا اینکه یکی از دوستان از من خواست سر کلاس زیست شناسی آنها بنشینم. سال دوم باید انتخاب رشته می کردیم. معلم زیست ما درسی که درباره میتوکندری و غشای سلول بود را آن قدر فوق العاده یادمان داد که ریاضی-فیزیک فراموشم شد. من خودم را مدیون این معلم می دانم. بعد از نشستن در این کلاس به این نتیجه رسیدم که من باید رشته تجربی را بخوانم. از همان موقع کارم خواندن کتاب های مربوط به زیست بود.
4-5 تا میکروسکوپ خوب در دبیرستان داشتیم. هر هفته دو روز نزدیک به دو سه ساعت آنجا بودم. به همین خاطر به من اعتماد شده بود و کلید آزمایشگاه دستم بود. خاطرم هست می خواستم موشک درست کنم. به همین دلیل با دی کرومات آمونیوم و منزیم و سیترات پتاسیم و … (با مواد اولیه باروت) پودری درست کرده بودم نمونه های مختلف را در بطری نوشابه می ریختم . 

نظرات بیماران

دیسک کمر داشتم به ایشان مراجعه کردم. اولا برای اولین بار بود که دیدم دو متخصص مختلف همزمان با پرداخت یک ویزیت حدود 20 دقیقه منو ویزیت کردن و دوما مهم ترین مورد این بود که خیلی نظرشان به جراحی نبود و با ابدرمانی و تمرین درمانی بهبود پیدا کردم.
امیدصادقی
بنده تومور خیلی بزرگ هیپوفیز داشتم که کم کم باعث کوری میشد.پیش هر دکتری رفتم گفتند باید عمل باز بشه و هزینه زیادی داره.تا اینکه پیش ایشان رفتم و منو با دوربین مخصوص ااز راه بینی عمل کردند و بعد سه ماه ام ار ای که گرفتم همه تومور ورداشته شده بود.از این سایت هم ممنونم که باعث شد ما از کرمانشاه بتونیم از دکتر نوبت ویزیت بگیریم.
لیلا برخورداری